ثمینثمین، تا این لحظه: 15 سال و 9 ماه و 4 روز سن داره
ثناثنا، تا این لحظه: 20 سال و 6 ماه و 19 روز سن داره

ثنا و ثمین هدیه های آسمانی

شعر و کاردستی ثنا طلا

پروانه کوچولو پروانه ای کوچــــولو                              بـا بالهای خستــه                         توباغچه،  زیر آفتاب                             روی گلی نشستـه              &nbs...
8 اسفند 1390

ثنا و کاردستی

ثنای عزیزم.خانم مربی بهتون گفته بود که با چیزای دور ریختنی کاردستی درست کنید و بیارید.هفته ی پیش که بابارضا نبود ،من و شما باکمک هم با مقوای جای ویفر و صدفهات و پنبه این کاردستی رو درست کردیم.چقدر لذت بردی و فردا صبح تا صدات زدم و گفتم که امروز باید کاردستیت رو ببری، زودی بیدار شدی و با ذوق و شوق راهی شدی.عزیزدلم من هر کاری میکنم تا لبخند روی لبهای قشنگت بشینه.دوستت دارم دیروز همراه بابا رفتی سالن فوتبال.شما و پرهام دوچرخه هاتون رو هم بردین تا بازی کنید.اما به گفته ی خودت ،فقط یه دور زدین و همش یه بازی دیگه کردین.وقتی برگشتین و ازت پرسیدم که سیر دل دوچرخه بازی کردین یا نه؟!در جوابم گفتی که :نه فقط یه دور و بعدش دستی به شکمت (که ماشاال...
8 اسفند 1390

ثنا و کاردستی حیوانات اهلی

سلام خوشگل عسلهای من.ثنا جونم :امروز تولد یکی از دوستای مهدتون به اسم مانیا بود.دیروز با هم رفتیم و براش یه بازی لونپوس خریدیم.خودت یکی داری و چون سرگرمی خوبیه و برای هوش خیلی خوبه،به پیشنهاد بابا یکی هم برای مانیا خریدیم.وقتی اومدی گفتی که خانم مربی گفته که حیوانات اهلی رو بکشید یا عکسشون رو بچسبونید رو برگه و بیارید.من و شما هم بعدازظهر نشستیم و با هم درست کردیم.با نقاشیهائی هم که خودت کشیدی قشنگتر شد.آرزوم دیدن شادیهاته دخترم بقیه ی عکسها رو در ادامه میذارم این دختره مثلا خودتی که میخای بری شیر گوسفندها رو بدوشی و اون یکی هم ثمینه که عشق توپه.   این بز شیطون از آغلش فرار کرده و آقا سگه میخاد برش گردونه!!...
8 اسفند 1390

کتاب قصه ی ثنا طلا

ثنای خلاق و باهوش   بالاخره بعد از چند روز و با همکاری شما و من،به قول معروف کتابت منتشر شد. توی یکی از پستهای قبلی،متن قصه ت رو نوشتم و قرار بود که وقتی کتابت کامل شد،عکسهاش رو بزاریم.البته تو درست کردن کتاب،خودت هم کلی ایده دادی.عزیز دلم ،چقدر ذوق و شوق داشتی این چند روزی رو که با هم کار کردیم.فکر کنم امشب خوابت نبره.همش میگی:کی شنبه میرسه تا کتابم رو ببرمو نشون بچه ها بدم و خانم مربی براشون بخونه.تا حالا فقط سه نفر از بچه ها کتاب آوردن و به قول خودت،کتاب شما از اونا خیلی قشنگتر شده. راستی روز چهارشنبه براتون جشن یلدا گرفته بودن و ازتون عکس هم گرفتن.امیدوارم همیشه شاد و خوشحال باشی عزیزم.من و بابا هم تمام تلاشمون رو ...
2 دی 1390
1